شما خدا هستيد ؟
....
ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد

زنی در حال عبور او را دید
او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید
و گفت مواظب خودت باش
کودک پرسید : ببخشید خانم شما خدا هستید؟؟؟
زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم
کودک گفت : می دانستم با او نسبتی داری....
.......................................................................
سرخ تر نوشت :
چه داستان زیبایی نه ؟؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23:54 توسط ولایی
|