میرود و من
پشتش آب
نمی ریزم
وقتی هوای رفتن دارد
دریا را هم
به پایش بریزی

بر نمی گردد .............

با تمام وجود گناه کردیم ، نه نعمت هایش را از ما گرفت

نه گناهان مان را فاش کرد اگر بندگی اش را می کردیم ، چه می کرد؟

ميشديم شهيد ...

یادش بــه خیــر....

یاבش بـﮧ خیر چفیـﮧ و سربندهای سرخ و سفید

ڪه روش نوشتـﮧ بوב حسین פ عباس شﮫـید..............

......................................................................................

حيا نوشت :

گفت شوهرم راضی است  بی حجاب باشم!  گفتم "خدای شوهرت چطور؟!

حرم معصومه ي نجيب مي خواهد اين دلم او خودش مي داند از علاقه ي وافرم نسبت به خودش .

ميداند يك معصومه به عشق او در خانه ي من نفس مي كشد ،

 با همین چشم های خود دیدم، زیر باران بی امان بانو!  درحرم قطره قطره می افتاد آسمان روی آسمان بانو

 شاعری در قطار قم - مشهد چای می خورد و زیر لب می گفت: 

 شک ندارم که زندگی یعنی، طعم سوهان و زعفران بانو

تسليت ...